بستن
تبلیغات در نی نی وبلاگ
مهربان فاطمه
مهربان فاطمه
به امیدی که روزی تو را لباس سربازی ولی عصر (عج الله)بر تن کنم
تاريخ : پنجشنبه 22 / 10 / 1390 | نویسنده : مامان مهربان فاطمه
بازدید : مرتبه

بسم الله الرحمن الرحیم  "تقدیم به آسمانی ترین مادر , یاس مدینه, ستاره نیلی دلهای عاشقان, زهرای مرضیه(س)وتقدیم به رهپویان ایثار و شهامت زهرایی , مادران لاله پرور میهن اسلامی مان ایران.(برگرفته از کتاب ریحانه بهشتی)



موضوع :
تاريخ : جمعه 22 / 2 / 1391 | نویسنده : مامان مهربان فاطمه
بازدید : 2 مرتبه

 

جمعه-٢٢اردیبهشت-ساعت ١:٠٠ ظهر به وقت مدینه-هتل جوهراعاصمه

سلام.دیشب بقیع حال وهوای خیلی خاصی داشت.شب میلاد حضرت زهرا کنار امام غریبمون امام حسن مجتبی(ع).به دیوار بقیع تکیه دادیم و روضه امام حسن (ع) رو گوش کردیم.چقدر سخت بود .نمیشد بلند گریه کرد. داشتم خفه میشدم.وای چه شبی بود.اینجا چقدر غریب پروره.

راستی روز همتون مبارک

 

دلم گرفت دیگه فردا ساعت ٣ به طرف مسجد شجره راه می افتیم.مدینه تموم شد.باورم نمیشه.دلم از غصه داره میترکه.خدایا میشه دوباره بیایم حرم آقا رسول الله-بقیع-قبر حضرت حمزه.

 

ان شاالله روزیه همتون کنه.

دلم برای مهربون فاطمه هم تنگ شده.قربونت بره مامانی.

 

راستی تمرینای منطق رو هم انجام دادم.مجبورم از وقتم استفاده کنم.اینجا تا تونستم همه ی اونا یی که یادم بود و دعاکردم.

تا مکه فعلا خدا حافظ.



موضوع :
تاريخ : دوشنبه 18 / 2 / 1391 | نویسنده : مامان مهربان فاطمه
بازدید : 2 مرتبه

 

دوشنبه -ساعت 19:22به وقت مدینه.هتل جوهره العاصمه

سلام.از مدینه دارم پست میگذارم.دلم برای همتون تنگ شده.اینجا بهشته.جای همتون خالی.پروانه ی گلم مطلب زیباتو خوندم.برای تو و مامانت و نی نی خوشکلت مخصوص دعا کردم.من هم دل تنگتم.بوووووووووووووووووووس.خیلی میخوامت.از اینکه خواهری مثل تو دارم به خودم میبالم.

 

آمنه جونی نشد ازت خداحافظی کنم.از بس عجله داشتم.دوست دارم و برای یه نی نی خوشکل برات دعا کردم.تو رو هم می بوسم.

 

 

از خدا می خوام روزی همتون کنه که بیاین.عالیه.حال و هوای عجیبی داره.

 

مدینه شهر پیغمبر  مدینه شور و شینت کو   حسینت کو حسینت کو



موضوع :
تاريخ : شنبه 16 / 2 / 1391 | نویسنده : مامان مهربان فاطمه
بازدید : 3 مرتبه

شنبه-١٦اردیبهشت-ساعت ١٦:٢٥

 

سلام -دلم میخواست این لحظه های ]خر هم یه چند کلمه ای نوشته باشم.

تا چند ساعت دیگه میریم فرودگاه و به سوی جده پرواز میکنیم.خدایا به خاطر الطافت ممنونتم.

 

دایم توی خونه می چرخم.هی جمع و جور میکنم که وقتی برگشتم خونه دست گل باشه.

 

بعد از ٨ سال دیدار مجدد.زیارت بقیع.قبه ی سبز آقا رسول الله.خانه ی خدا که وقتی نگاهت برای اولین بار بهش می افته دلت هری میریزه و نا خودآگاه به سجده میری.

دلم گرفته.حال عجیبی دارم.مهربون فاطمه داره از پیشم میره.مامان بزرگش داره میاد ببرتش.دارم دق میکنم.خدایا کمکم کن.

 

فقط تصور زیارت حرمش هست که بی تابم میکنه  ومن رو از این فکرا در میاره.

دوستون دارم.

فعلا خداحافظ



موضوع :
تاريخ : شنبه 16 / 2 / 1391 | نویسنده : مامان مهربان فاطمه
بازدید : 2 مرتبه

 

سلام.خیلی سرم شلوغه و وقت ندارم.اومدم تا بگم همه ی دوستای خوبم حلال کنید من فردا سه و نیم صبح عازم مدینه منوره و مسجدالحرام هستم.وای اگه خدا کمکم کنه همتون رو دعا میکنم:مامان آینده-عارفه جون-مامان فاطمه-درسا جون-مامان یاس-حسنا سادات-شاهده گلی-نایسل خوب-مامان امیرحسیم-مامان امیر مهدی-مامان حنا-دلارام-مامان محمدرضا  و خیلی مامانا و نی نی های نازشون-اگه خیلی از قلم افتادن ببخشن چون اینقدر عجله دارم که .....

 

 

وای هیجان عجیبی دارم.دعا کنید سفر با معرفتی باشه.کاشکی این سفر به من اضافه کنه نه اینکه قدرشو ندونم و از دستش بدم.

 

 

کلی کار دارم.همسری هم داره یه سری مداحی و روضه رو موبایل میریزه که اونجا حال و هوامون حسابی عوض شه.الهی آمین

 

دلم برای دوری مهربون فاطمه هم گرفته  ودایم اشک تو چشام جمع میشه اما برای اینکه مهربون فاطمه غصه نخوره جلوش گریه نمیکنم.امروز بغض کرد و گفت :مامان دلم برات تنگ میشه.یا زهرای اطهر بچمو به خودت میسپارم.صبر بهم بده.

 

چمدونا رو تقریبا بستم.تمیزیامم رو هم کردم.البته خورده کار زیاد دارم.راستی اون دندون درد منتهی به کشیدن دندون عقل و بخیه شد وتازه اینو بگم که یه تبخال باحال هم کنار لبم زدم!!!!!!نو علی نور

 

میخوام چند کلامی هم با مهربون فاطمه صحبت کنم:

فاطمه ی عزیزم عشق من ,بدان من و پدرت عاشقانه دوست داریم و هر لحظه خدا رو بخاطر داشتن تو شکر میکنیم.تمام وجودم تویی و آرزویم فاطمی بودن توست.دخترم اینک راهی سفری هستم که سرشار از یاد خداست  و پر از شور فاطمی و محمدی.سفری که بی شباهت به سفر آخرت نیست.عزیز مادر بدان که زیر ناودان طلا و در زیر قبه ی نبوی بعد از ظهور مولایمان بی شک یکی از اصلی ترین دعاهایم عاقبت بخیری توست.خوشکل من بدان که آرزوی مادرت همیشه در این تصویر خلاصه میشود که ,روزی که تو رشید شدی در هیبت دختر مومن و محجبه ای باشی که زیباییهایش در صدف حجاب پوشیده شده.دختری  پاک از سلاله ی آفتا ب ونجابت.فاطمه مادر و پدرت را روز محشر در مقابل سید نسا العالمین شرمنده نکن.فاطمی باش و فاطمی زندگی کن.آه فاطمه فاطمه فاطمه.تمام زیباییهای بهشت را در صورت همچون ماهت میبینم.دوستت دارم.عاشقانه و مادرانه........................

 

 

همگی حلالم کنید .دوستتون دارم.

العاقبه للمتقین

شنبه-16 اردیبهشت ماه-ساعت 1:15نیمه شب



موضوع :
تاريخ : يکشنبه 10 / 2 / 1391 | نویسنده : مامان مهربان فاطمه
بازدید : 7 مرتبه

به نام خداوند زیبا آفرین

یکشنبه-١٠ اردیبهشت١٣٩١-ساعت١:٠٠نیمه شب

-امروز باز هم دندون درد اومده سراغم.٤تا استامینوفن خوردم.امروز یه عالمه کار هم کردم.این کار خونه هم که تموم شدنی نیست!

فاطمه خانومی هم امروز راه میرفت و می میومد بغلم و میگفت :مامان خوشکلم دوست دارم و دایم دستمو می بوسید.خدایا دلم ریش میشه.غم به دلم چنگ میزنه.چه جوری دوریشو تحمل کنم.

 

فردا اگه خدا بخواد باید برم واکسن مننژیت بزنم برا مکه.دوشنبه هم وقت دندون پزشکی و بیناسنجی دارم.سه شنبه هم یه دکتر دیگه!!!!

 

این هفته همش باید برم دکتر.

تا یکشنبه ٧روز مونده تا قسمت بشه و ما بریم مدینه ی منوره.الحمدلله رب العالمین.خدایا واقعا ممنونتم.

 

راستی بچه ی پروانه خانوم دوست جون جونیم پسره.ان شاالله سرباز آقا باشه . صحیح و سالم دنیا بیاد.

 

امروز یه عکس خیلی جالب توی یکی از این وبلاگ ها دیدم دلم نیومد براتون نزارم.با دیدن این عکس مو روی تنم سیخ شده و گریم گرفت.خیلی عکس قشنگیه .نمیدونم نظر شما چیه؟!

(وتبارک الله احسن الخالقین)

 

( این عکس یه جنین با حاله که داره از داخل شکم به مامانش لگد میزنه!)

مهربون فاطمه هم هنوز بیداره.دایم کنارمه و حاضر نمیشه بره تو اتاقش بازی کنه.دایم بش میگم مامانب برو تو اتاقت بازی کن.میگه نه مامان میخوام پیش تو باشم.بچم از تنهایی خسته شده.آقای پدر(همسری)هم همین یه ساعت پیش اومد و کمی کنار ما نشست.سه نفری کمی کنار هم بودیم و ایشون بعد از شوخی با فاطمه جونی شب بخیر گفت که بره بخوابه.ان شاالله خوابای خوب ببینه و تنش سالم باشه...

 

فاطمه خانومی روزی ٣الی ٤ شلوار عوض میکنه و هر چی بهش میگم مامان این کارو نکن .میگه مامان دوست دارم شلوارم و عوض کنم.بعضی وقتها هم میگه شلوار نمیخوام دامنمو بده.حالا هم دوباره اومده تو بغلم و داره منو میبوسه........................

فعلا شب بخیر



موضوع :
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 8 صفحه بعد
درباره وبلاگ

به نام پروردگار مهربانم او که هدیه ای زیبا به اسم فاطمه به من و همسرم ارزانی داشت.باشد که در سایه ی ولایت امام عصر(عج الله)ونایب بر حقش فرزندمان را آنچنان بپرورانیم که شایسته ی سربازی ایشان باشد.آمین

آخرین مطالب
لینک دوستان
آرشیو مطالب
آمار سايت
افراد آنلاین : 2 نفر
بازديدهاي امروز : 80 نفر
بازديدهاي ديروز : 83 نفر
بازدید هفته قبل : 163 نفر
كل بازديدها : 11540 نفر
امکانات جانبی